مجرد يا متاهل؟انتخاب با شماست...
بسیاری هم می گویند ازدواج، پاسخی به نیازهای عاطفی و غریزی انسان است و به نوعی، مکمل شخصیت انسان محسوب می شود.
نگاه شما به ازدواج چگونه است؟ اگر متاهل هستید، چه عاملی شما را تشویق و یا شاید هم وادار به ازدواج کرده است؟ اگر هم هنوز مجرد هستید، معیارهای شما برای اینکه تصمیم به ازدواج بگیرید چیست؟
در بسیاری از جوامع، به ویژه کشورهای غربی هم، هستند کسانی که معتقدند زندگی مشترک زن و مرد، نباید وابسته به قرارداد سنتی مانند ازدواج باشد و یک زوج، تا زمانی که می توانند همدیگر را تحمل کنند، با هم زندگی می کنند.
نظر شما درباره این دو نگاه به زندگی مشترک چیست؟ آیا فکر می کنید همه افراد جامعه باید ازدواج کنند؟
از کجا می شود گفت که وقت ازدواج یک نفر فرارسیده است؟ اگر موافق با ازدواج هستید، چه سنی را برای ازدواج مناسب می دانید؟
خانه و خانواده ديربازی است موافق و مخالف خود را پيدا کرده است ولی آزادی انتخاب شيوه زندگی هيچ مغايرتی با زندگي خانوادگی ندارد مثلا در بين تحصيلکرده ها انتقاد از شيوه زندگی خانوادگی پی آمد وخيم ندارد، ضرورت ازدواج بستگی دارد به فرهنگ دو طرف مقابل...ياهو
ان که شيران را کند روبه مزاج ازدواج است ازدواج است ازدواج .....
ازدواج حماقت محضه
نه ضرورتي هست و نه هيچ لزومي به ثبت كردن يك تصميم شخصي... واقعا به عمق قضيه كه فكر كنيم معلومه كه ثبت و الزام دو تا آدم براي يك عمر زندگي، عذاب مضاعفه. حداكثر 5-6 سال ميشه به يك آدم ديگه با طرز فكر متفاوت و دنياي ذهني خاص خودش عشق ورزيد.
بقيه ش تحمل كردن و خودفريب دادنه. به همين ترتيب واسه تصميم گيري هم هيچ زمان مشخصي وجود نداره... زمان شروع و پايان رو شرايط تعيين ميكنه و بس
از نظر من ، به هيچ وجه ازدواج يک امر اجباری نيست بلکه بستگی به نياز فرد در هر سن و سالی به داشتن همسر و اينکه با ازدواج کردن خوشبخت تر ميشويد، بايد اين امر صورت گيرد. ضمن اينکه قرارداد ازدواج نيز بايستی ضامن تداوم خوشبختی باشد نه اينکه محملی برای به اسارت گرفتن طرف مقابل. مثلا در صورت عدم تفاهم ، براحتی طلاق بگيرند.
ازدواج به انسان هویت می دهد و انسان را هدفمند میکند و تحقیقات نیز نشان داده اند که افراد متاهل از سلامت روانی بالاتری برخوردار هستند
به نظرم اکثر ازدواجهای ایران یا از روی اجباری است که از سوی جامعه پیش می آید و یا برای داشتن یک دوست دختر! در واقع به این ترتیب اکثریت ازدواج نمی کنند! برای همین سن ازدواج در ایران معمولا زیر 25 سال است! به نظرم تا وقتی می توانیم بدون ازدواج زندگی خوبی داشته باشیم، نباید ازدواج کنیم و فقط بعد از اینکه به ازدواج احتیاج داشتیم، با یکی از دوست دخترهایمان ازدواج کنیم. اگر دوست دختر نداشتید، مجبورید که با تاس انداختن دختری را به عنوان همسرتان انتخاب کنید! پس دوران خوش مجردی را از دست ندهید!
به نظر من ازدواج کاملا مادی است وقتی میگیم مادی یعنی در همه ابعاد حتی معنویت هم مادی است .
حقیقت اینه زن و مرد با هم توافق میکنن که هردو آورده ای بیارن و مشترکا استفاده کنن.
جائی که مسئولیت فقط به یک نفر منتقل میشه از همونجا مشکل بوجود میاد .
بیشتر طلاقها به خاطر فقر و عدم امنیت اجتماعی است .
وجود مهریه. روابط جنسی نا مناسب و بی برنامه . بیکاری . بی فرهنگی . عصبی بودن مردم ناشی از مشکلات اقتصادی است که ریشه همه عوامل هست
ازنظرمن ازدواج یک امری ضروری هست وقتکه ازدواج می کنی به آرامش کامل می رسیم وهم ازفسادهای اخلاقی درامان می مانیم همچنان جامعه به فساد کشیده نمی شود
من يک زن هستم و برای خودم ارزش قائلم ديگر زمان ازدواجهای سنتی گذشته . به نظر من ازدواج خريد و فروش زن است با مهريه . پس چرا خودم را بايد به مردی بفروشم که کلفت وبچه نگهدارش باشم بخاطر داشتن سقفی و لقمه غذائی آن هم با آن همه منت . زنده باد دوست پسر و استقلال و آزادی . سميه قم
ازدواج یک پیوندی است که پاسخگوی نیازمندی های طبیعی انسان و باعث تداوم نسل بشر و ادای وجیبه دینی به شمار می رود. در جوامعی که ازدواج یک عامل ضروری تلقی نمیشود، انواع گوناگون امراض، مشکلات ارثی و کثرت افرادی که از عواطف اخلافی و مهرورزی به انسان بی بهره اند، شیوع می یابد
عاملی که منجر به يک ازدواج موفق ميشود يک نوع حس از خود گذشتگی است. هر کس که اين حس را داشته باشد آماده ازدواج ميباشد. فرقی ندارد در چه سنی باشد. معمولا غربيها با اين نوع حس بيگانه اند.و زندگی دونفر غربی به عنوان يک زوج حالت زندگی دو هم اتاقی را دارد. اصلا مفهوم عشق برای ارضای شخصی است. در صورتی که در فلسفه شرق عشق يعنی از خود گذشتگي. و چون اديان برای اولين بار در تاريخ انسان اين حس از خود گذشتگی را باب کردند بنابراين اگر ارتباط دو نفر با کلام خدا شروع شود بيشتر به هم پايبند ميشوند .
مردم در غرب ترجيح ميدهند با گرل فرند ( چم) شان بدون «عقد قرار داد ازدواج » تا زمانبکه تحمل قبول يکديگر را داشته باشند در کنار هم زنده گی و نيز روابط جنسی را بر قرار نمايند. تفاوت اين زندگی مشترک جنسی با صيغه موقت اينست که شما باين منظور جهت فريب خود محتاج رفتن به دفتر اخندی نيستيد
به نظر من ازدواج به صورت رسمی فقط باعث میشه که شرایط موقع جدا شدن سخت تر و پیچیده تر بشه. مخصوصا که در کشورهای غربی با وجود قوانین de facto و حمایت از حقوق زنان حقی از کسی ضایع نمیشه. زندگی کوتاه تر از اونه که بخواد در جنگ و دعوا و تحمل کردن همدیگر بگذره.
اما در کشورهای مسلمان به خاطر مسایل فرهنگی و قانونی وضعیت کاملا فرق می کنه و این سبک زندگی در حال حاضر حداقل به صورت فراگیر در سطح جامعه قابل انجام نیست..
تورم - بیکاری- مهریه- اجاره خونه و... را حل کنن تا ما ازدواج کنیم
به نظر من ازدواج در این زمانه مفهومی نداره
چون دیگه خیلی کم پیدا میشه کسی که به همسرش وفادار باشه
جوانان امروز 70 درصد به خاطر هوس 20 درصد به خاطر اجبار و تنها 10 درصد به خاطر عشق واقعی ازدواج میکنند
ازدواج یا جفت یابی یکی از قوانینی است که خداوند در طبیعت در وجود تمام موجودات قرار داده واین قانون اگر نادیده گرفته شود یا درآن افراط شود موجب مشکلات بسیاری خواهد شد اگر ما ازطبیعت یاد بگیریم می بینیم که موجودات غیر از انسان جفت یابی می کنند خانواده تشکیل می دهند واز آن به شدت دفاع می کنند
در کشور ما جدا از نيازهاي جنسی اين نياز های عاطفی و روانی هست که مردان همه جنجال ها ومشکلات اجتماعی را که در بيرون گذرانده با داشتن همسر و فرزندان از ياد ميبرد وزنان نيز نياز به پشتوانه اقتصادی و امن دارند سن ازدواج نيز بستگی به آمادگی شخص از لحاظ اقتصادی وبلوغ فکری فرق ميکند چون مصارف عروسی را نميتوان ناديده گرفت ودر سنين پايين تربيت فرزند کار ساده ای نيست که هر نوجوانی بتواند عهده دار شود
ازدواج یک امر ضروری نیست بلکه یک انتخاب هست . در کشورهایی كه از پیشرفتهای اجتمایی برخوردار بوده و مرد و زن هم از حقوق مساوی برخوردار هستند بسیاری بدون ازدواج با هم زندگی میکنند و مهمترین مسله تعهد در قبال همدیگر هست. متاسفانه در بیشتر کشورهای اسلامی ازدواج بیشتر شبیه خرید و فروش هست تا تعهد به یک زندگی مشترک
ازدواج یک امر ضروری نیست بلکه یک انتخاب هست . در کشورهایی كه از پیشرفتهای اجتمایی برخوردار بوده و مرد و زن هم از حقوق مساوی برخوردار هستند بسیاری بدون ازدواج با هم زندگی میکنند و مهمترین مسله تعهد در قبال همدیگر هست. متاسفانه در بیشتر کشورهای اسلامی ازدواج بیشتر شبیه خرید و فروش هست تا تعهد به یک زندگی مشترک
با سلام و احترام خدمت شما
در جامعه امروز ایران که با سرعتی عجیب به سمت مدرنیته می رود دیگر جایی برای باورهای قدیمی نیست
و با توجه به شرایط فعلی ایران و مشکلات اقتصادی , جوانان از ازدواج تفره می روند تا به آن رغبت داشته باشند
به نظر من ازدواج هم مانند ماشین خانه و دیگر امکانات رفاهی در دست ثروتمندان است و این سنت به کالایی لوکس تبدیل شده که فقط در رویا میتوان به آن دست یافت
در چنین شرایطی و با شناخت اجتماعی که من از جامعه امروز ایران دارم ازدواج های بدون پشتوانه مالی محکوم به شکست است
شرايط زندگي در کشور های غربي با شرايط زنده گی و ازدواج مردم درايران وافغانستان فرق داشته و قابل مقايسه نمي باشد. زيرا در کشور هاي غربي بيکاری بان معنی وجود نداشته ويا دولت ها بيکاران و اطفال بي سر پرست را حمايت ميکنند . بر عکس درين دو کشور زنان نمی توانند بدليل فقر و بيکاري از نگاه حزينه های زندگي خود و فرزندان متکی بخود و نيازي به حمايت مالی شريک زندگي پايدار نداشته و صرفا به رفع غريزه جنسي موقت بانديشد
در اسلام هرگونه روابط جنسی قبل از ازدواج را نامشروع وحرام شمرده پس ازدواج را میتوان برآورده کردن خواستهای غریضی و عاطفی دانست لبته ازدواج دراسلام قواعد خواصی رو داردکه رعایت آن موجب پایداری زندگی زناشویی میشودکه این امرباعث بوجود آمدن عشقی پایداراست نه تحمل کردن یکدیگر طرفین سن ازدواج بسته به شخصیت و بلوغ فکری وتوانایی اداره یک زندگی هر فرد متفاوت است البته بدعتهایی جدیدا در ازدواج گذاشته شده که بسیاری از آنها غلط و نادرست است که سن ازدواج را بالا برده است
بعد از کامل شدن بلوغ جنسی و رسیدن به بلوغ عقلی و احساس نیاز به جفت ، می شود گفت که وقت ازدواج یک نفر فرارسیده است . ازدواج ، سن ثابت و کلیشه ای ندارد هر فرد متناسب با محیط ، ... سرعت کامل شدن بلوغ جنسی ... و چگونگی رسیدن به بلوغ عقلی و بدست آوردن استقلال ، سن جفت یابی و ازدواج او رسیده
يکی از فلاسفه ميگويد ازدواج يعنی يافت نيمه گمشده خود.اين تعريف در مذهبيون نيز ديده ميشود.اينکه تشکل خانوادگي با شيوه های توليد وارتباطات جديدو توليد صنعتی از بين برود نه مورد تاييد ميتواند باشد ونه با اين زير بناها براحتي امکان پذير.ازدواج وخانواده نتيجه تجربه چندين ده هزار ساله است.اروپائی ها با کاهش جمعيت خود تجربه حذف خانواده را بيشتر درحال تجربه کردن اند.قوانين اجتماعی خدماتی اقتصادی مورد نياز جديداگرزندگي درتنهائی را بخواهد توجيه کند اشکالات بيشتری از منافع در طولانی مدت توليد مينمايد
۲۹ سال است با همسرم زندگی میکنم و خوشبختانه هیچ مشگل اساسی که بزندگی ما خدشه وارد کند ، در بین نبوده است و من تنها عامل مؤثر در این موفقیت را فقط درک متقابل بین خود و همسرم میدانم . خوب میدانم بدون مراسم ازدواج هم چنین وضعی میتوانست بین من و همسرم بر قرار باشد .
سن ۳۰ برای آقایان و ۲۵ برای خانمها را مناسب ترین سن ازدواج میدانم .
ناگفته نماند که قرارداد ازدواج همان طور که در یک ازدواج مثمر ثمر است ، میتواند بد و زیانبار هم باشد
ازدواج ربطی به فرهنگ مردم فقیر یا مسلمان ندارد. اینجا هم در قلب یک کشور مسیحی ، ازدواج یک ارزش و یک حٌسن به نظر میرسد. در برنامه هایی رادیویی که مردم اینجا زنگ میزنند و ترانه برای عشقشان در خواست میکنند وقتی فردی میگوید ده سال است یا بیست سال است ازدواج کرده مجری میگوید: واوه! گاد بلاست یو و برایشان یک ارزش بشمار میرود. پیوند یا اتصال بین دو فرد به واسطه ی حلقه ازدواج نقطه ی شروع کمال انسان، مرحله ی آزاد شدن انرژی ودستیابی به آرامش است. امری که در آمریکا دوباره در حال باز نگری و بازارزش گذاری
ازدواج در عهد شتر خوب بود نه زمان موتور . بايد ديد چه هدفی از ازدواج داريم . ما به اندازه کافی پای سنتها را خورده ايم در زمانه ای که همه کورش وار جلو ميروند و دستورات او را اجرا ميکنند يعنی گرفتن ماليات از پولدارها و دادن به فقرا ديگر لزومی به ازدواج نخواهد بود . نتيجه اگر تأمين باشيم مانند خيلی از کشورهای دنيا ازدواج در رده پائين زندگی قرار خواهد گرفت . سهيلا خرمشهر
ازدواج یک سنت می باشد و مولد عشق نیست اما این عشق است که موجب ازدواج می شود. البته این بدان معنی نیست که هرکس عاشق می شود باید ازدواج کند زیرا اگر دلی شما را بخواهد لزوما نیازی به قرارد ندارد زیرا ازدواج یک قراداد میباشد. این سنت سالهاست که وارد دین هم شده. ازدواجات در ایران بیشتر مصلحتی هستند تا عاشقانه و یا بر اساس نیاز جنسی آغاز می شود. بیشتر خانم ها برای فرار از حرف مردم و بنا به شرایط ایجاد شده اسلامی تن به ازدواجی می دهند که به آن ایمان ندارند و این برای مردها هم می تواند صادق باشد
اگر هدف از ازدواج پايدار باشد بايد اين پيوند باساس تفاهم ، اصول ، موازين قبول شده و قوانين نافذه صورت بگيرد. اگر هدف از پيوند زن ومرد رفع غريزه جنسی باشد وبرای شان اصول ،فرزندان و طلاق هم مطرح نباشد.درين صورت مشکل زمانی برای خانم ها شروع می شود که ديگر انها از شادابی جوانی بر خوردار نبوده و جذابيت اولی را برای مردان ندارند.چنانچه می توان در زمينه از بد بختي زنان صيغه و فرزنان ناشی از ازين پيوند ها ياد اور شد
به نظر من هر كسي كه در اين كره است بايد ازدواج كند چون حتي رد اسلام هم گفته شده كه بايد ازدواج كرد
همسر ی از زيباترين واژه در زبان شيرين ماست . همسر سی ه با او هم ايين هستی هم اوا هم زبان هم سو هم سان و ايا نيازی به همدم داشتن در زندی نيست
به نظر من اگر انسان به حدی از بلوغ فکری و جسمی رسیده باشد و یک نوع نیاز عاطفی و جنسی در خودش احساس کند آن وقت با در نظر گرفتن شرایط مالی می تواند با انتخابی صحیح و عاقلانه ازدواج کند.به نظرمن هیچ امری مثل ازدواج نمی تواند این نیاز های طبیعی را فراهم کند
منبع:ايران سلامت
